حمید الماسی نیا خبرنگار و فعال رسانه ای در یادداشتی نوشت: روابط عمومی امروز نه تنها بازتابدهنده عملکرد سازمانها، بلکه معمار ادراک عمومی، تسهیلگر گفتوگو و بازسازیکننده اعتماد در بزنگاههای بحران است و این نقش زمانی برجستهتر میشود که پای مقاصد گردشگری به میان میآید؛ حوزهای که بیش از هر عرصه دیگری به «تصویر»، «اعتماد» و «امنیت ذهنی» وابسته است.
مقاصد گردشگری به دلایل گوناگون ممکن است با بحران مواجه شوند و با رخدادهای طبیعی، ناپایداریهای اقتصادی، چالشهای اجتماعی، سوءبرداشتهای رسانهای یا حتی یک روایت منفی فراگیر در فضای مجازی در برگرفته شود و در بسیاری از موارد، شدت اثر بحران نه به اندازه واقعیت عینی آن، بلکه به وسعت بازنمایی رسانهای و برداشت عمومی بستگی دارد که یک خبر کوتاه، یک تصویر منتشرشده یا یک تحلیل جهتدار میتواند جریان سفر، سرمایهگذاری و حتی غرور محلی را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که چه عاملی میتواند یک مقصد را از چرخه افول خارج کند؟ پاسخ در مدیریت حرفهای ارتباطات نهفته است و روابط عمومی در نقطه تلاقی واقعیت و ادراک عمومی قرار دارد که اگر این نهاد بتواند با رویکردی شفاف، مسئولانه و آیندهنگر وارد میدان شود، بحران نه پایان مسیر، بلکه آغاز فرآیند بازآفرینی خواهد بود.
کارکرد سنتی روابط عمومی بر اطلاعرسانی متمرکز بود؛ اما در عصر شبکههای اجتماعی و رسانههای تعاملی، این تعریف دیگر پاسخگو نیست و امروزه روابط عمومی «مدیریت معنا» را بر عهده دارد و معنا همان چیزی است که مخاطب از یک رویداد برداشت میکند که در حوزه گردشگری، معنا میتواند امنیت یا ناامنی، جذابیت یا رکود، امید یا بیاعتمادی را القا کند.
از سوی دیگر، گردشگری خود یکی از مهمترین ابزارهای تقویت صلح و همگرایی اجتماعی است و هر سفر، فرصتی برای شناخت متقابل، کاهش فاصلههای فرهنگی و انسانیتر شدن روابط میان مردم است و وقتی یک مقصد گردشگری احیا میشود، در واقع تنها اقتصاد آن منطقه جان تازه نمیگیرد، بلکه زمینهای برای گفتوگو، تعامل، همدلی و بازسازی پیوندهای اجتماعی نیز فراهم میشود و به همین دلیل، میتوان گفت باززندهسازی مقاصد گردشگری، اگر با رویکردی هوشمندانه و فرهنگی همراه باشد، در ذات خود پروژهای برای صلحسازی اجتماعی و توسعه پایدار است.
باززندهسازی یک مقصد، صرفاً مرمت بناها یا ارتقای خدمات نیست، احیای واقعی زمانی رخ میدهد که «تصویر ذهنی» مقصد نیز بازسازی شود و گردشگر پیش از آنکه بلیت تهیه کند، تصویری از مقصد در ذهن خود میسازد که این تصویر، ترکیبی از روایتهای رسانهای، تجربههای دیگران، تبلیغات و برداشتهای فرهنگی است.
همچنین در عصر رسانههای دیجیتال، باززندهسازی مقاصد گردشگری بدون حضور فعال، حرفهای و هوشمندانه در فضای مجازی ممکن نیست و امروز تصویر یک مقصد بیش از هر زمان دیگری در شبکههای اجتماعی، گزارشهای چندرسانهای، روایتهای شهروندی و تجربههای منتشرشده توسط گردشگران ساخته میشود، بنابراین روابط عمومی باید ضمن رصد دائمی افکار عمومی، به تولید محتوای معتبر، جذاب و مبتنی بر واقعیت بپردازد و از ظرفیت رسانههای نوین برای ترمیم تصویر و تقویت برند مقصد بهره بگیرد.
روابط عمومی در فرآیند زندهسازی، میتواند با بهرهگیری از ابزارهای نوین ارتباطی، کمپینهای محتوایی، داستانسرایی بومی و تعامل با اینفلوئنسرها و خبرنگاران تخصصی، روایت جدیدی از مقصد خلق کند؛ روایتی که بر ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی، طبیعی و انسانی تأکید داشته باشد.
روز روابط عمومی، فرصت مناسبی است برای بازخوانی این حقیقت که روابط عمومی در روزگار ما نه حاشیهای بر متن توسعه، بلکه بخشی از متن آن است و در حوزه گردشگری، این نقش میتواند از مدیریت بحران فراتر رود و به خلق صلح، بازسازی امید و فعالسازی ظرفیتهای محلی بینجامد و باز زندهسازی مقاصد گردشگری، تنها احیای یک بازار یا بازگشت یک جریان اقتصادی نیست؛ بلکه بازگرداندن حس امنیت، تعلق، گفتوگو و زندگی به یک جغرافیاست و در این میان، روابط عمومی همان نیرویی است که میتواند این گذار را معنادار، باورپذیر و ماندگار کند.
انتهای پیام/
نظر شما